حسن سيد اشرفى

32

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )

اختيارى است [ و ] اينكه همانا كدام يك از اين‌ها ( افعال اختيارى ) شايسته است انجام دادن آن ( فعل ) و كدام يك از اين‌ها ( افعال اختيارى ) سزاوار نيست انجام دادن آن ( فعل ) . دوّم اين دو ( مسئله ) كبرى است ، و آن ( كبرى ) بيان آن است كه همانا آنچه ( حكمى ) را درك كند آن ( حكم ) را عقل آيا چاره‌اى نيست اينكه درك كند آن ( حكم ) را شرع ، يعنى حكم مىكند ( شارع ) برطبق آنچه ( حكمى ) كه حكم مىكند به آن ( حكم ) عقل ؟ و اين ( كبرى ) آن ( كبرى ) مسألهء اصوليّه‌اى است كه اين ( مسئله اصوليّه ) از ملازمات عقليّه است . و از اين دو مسئله ( صغرى و كبرى ) آماده مىكنيم موضوع مبحث حجّيّت عقل را . 2 - و امّا در غير مستقلّات عقليّه ، پس همچنين ظاهر مىشود حال ( وجه نامگذارى ) در آن ( غير مستقلّات عقليّه ) بعد از بيان دو مقدّمه‌اى ( صغرى و كبرى ) كه تشكيل مىشود از اين دو ( مقدّمه ) دليل عقلى و اين دو ( مقدّمه ) - مثلا - : اوّل : « اين فعل واجب است » يا « اين مأتىّ به ، مأمور به در حال اضطرار است » . پس مثل اين قضايا ثابت مىشود ( اين قضايا ) در علم فقه ، پس اين‌ها ( قضايا ) شرعى هستند . دوّم : « هر فعل واجبى شرعا ، لازم است آن ( فعل واجب ) را عقلا وجوب مقدّمه‌اش ( واجب ) شرعا » يا « لازم است آن ( فعل واجب ) را عقلا حرمت ضدّش ( واجب ) شرعا » يا « هر مأتىّ به - و آن ( مأتىّ به ) مأمور به در حال اضطرار است - لازم دارد آن ( مأتىّ به ) را عقلا اجزاء از مأمور به در حال اختيار » . . . و اين‌چنين . پس همانا امثال اين قضايا ، احكام عقليّه هستند كه مضمون آنها ( احكام عقليّه ) ملازمهء عقليّه است بين آنچه ( حكمى ) كه ثابت مىشود ( حكم ) شرعا در قضيّهء اوّلى و بين حكم شرعى ديگر . و اين احكام عقليّه ، آن ( احكام عقليّه ) آن چيزى ( احكامى ) است كه بحث مىشد از آنها ( احكام عقليّه ) در علم اصول . و به خاطر همين ( ملازمه ) داخل مىشوند ( احكام عقليّه ) در باب ملازمات عقليّه . خلاصه : از همهء آنچه كه ذكر كرديم ، روشن مىشود اينكه همانا مبحوث عنه در ملازمات عقليّه ، آن ( مبحوث عنه ) اثبات كبريات عقليّه‌اى است كه واقع مىشوند ( كبريات عقليّه )